هانیه آصفی
من هانیه آصفی هستم. از همون دوران کودکی نوشتن رو دوست داشتم. گاهی اوقات نوشتههای دوران کودکیم رو که بیشتر خاطره هستند توی خونه مامان پیداشون میکنم ذوق زده میشم. وقتی دبیرستانی بودم شعر هم میگفتم کم و بیش. با رفتن به دانشکده اقتصاد از دنیای ادبیات فاصله گرفتم. بعد از تحصیل مشغول کار شدم. دوازده سال توی شرکت شیر پگاه در بخش تدارکات و برنامه ریزی کار کردم و پنج سال هم برنامه ریزی فروش شرکت کاله و بعد هم مدیر فروش شرکت آبمعدنی میوا و بعد هم برنامه ریزی شرکت لبیات پاک. درسته من سالها از کار مورد علاقهم دور شدم ولی از نوشتن نه. خاطرات رو هر سال تو یک سررسید جدید مینوشتم که هنوز هم دارمشون.
دو ساله که تصمیم گرفتم خودم رو توی بیست و سه سالگی بازنشست کنم و به علایقم بپردازم. حالا اینجام و با نوشتن و خوندن تازه دارم زندگی کردن رو تجربه میکنم.
راستش میدونید برای حرف زدن باید جایی رو داشته باشیم. جایی که بتونیم با اونهایی که مثل ما هستند گفتگو کنیم. از دغدغههامون و موضوعاتی که برامون اهمیت دارند بگیم، حتی اگه مخالف هم باشه. اینقدر بگیم و بشنویم تا به یک نقطه مشترک برسیم یا حتی نرسیم، ولی بدونیم دیگران چطور فکر میکنن. برای این کار من سایت رو انتخاب کردم.
هر روز مینویسم و با دوستانم به اشتراک میگذارم. یادداشتهای روزانه، داستانک، داستان کوتاه، شعر و… قصه من توی داستانهامه.
