وقتی فلک آبله می‌زند.

موها ژولیده، چشم‌ها ورقلنبیده و پشتم خمیده شده بود روی کتاب شعر. چند بار خواندمش ولی چیزی نفهمیدم. این‌بار با صدای بلند:
در ده از آن چکیده خون زآبله تنِ رزان
کآبله‌ی رخ فلک، برُد عروس خاوری
خدایا، همه کلمات را جدا جدا در نظر بگیریم یا توی جمله، فارسی هستند ولی نمیفهمم.
آخر شاعر اینقدر سخت‌گو!
البته ملتفتم. خاقانی شروانی شاعری است که در یک جمله‌اش سه تا تصویر روی هم می‌اندازد و پیچیده‌اش می‌کند.
همه شاعران توصیف صحنه‌هایشان به دل آدم جلا می‌دهد. ولی وقتی معنای این شعر را فهمیدم مثل لیموترش خورده‌ها همه صورتم جمع شد.ببینید معنیش را:
خاقانی دانه‌های انگور قرمز را به آبله‌ی تن درخت انگور تشبیه کرده که دارد شراب می‌دهد و شراب را به چکیدن خون تشبیه کرده. یعنی شراب قرمز دارد از تن ابله‌دار درخت انگور مثل خون می‌چکد. در مصرع بعد رخ فلک، آسمان است که ستاره‌ها ابله‌ی آن هستند؛ و وقتی آمدند عروس خاوری یا همان خورشید را پنهان کردند و خلاصه که شب شد.
یکهو تصور کردم از زخم‌های چهره‌ای که آبله دارد خون میچکد. صحنه برایم انزجار‌آور بود تا لذت‌بخش. آخر چرا باید شاعر به مخاطبان ۹۰۰سال بعدش حال خراب بدهد؟
خاقانی جان کمی لطیف‌تر!
هانیه آصفی✔️
۱۹ خرداد ۱۴۰۵

Similar Posts

  • |

    بیشتر از صد

    دنبال کتاب مورد علاقه‌ام داشتم پاساژهای میدان انقلاب را گزگ می‌کردم. پرسان پرسان رسیدم به پاساژ 300. توانستم سه تا از کتابهایم را پیدا کنم. اولین کتاب که دستم بود500 صفحه‌ای می‌شد و فکر می‌کردم شاید نتوانم تا یک ماه دیگر سه کتاب 500 صفحه‌ای را بخوانم. قیمت کتاب دقیقا قیمتی بود که ما سال…

  • |

    عوضی‌ها

    وقتی وارد بانک شدم ساعت ۱۲:۲۵ دقیقه بود. روی یک برگه آچار نوشته بود ساعت کاری ۸تا ۱۳.رفتم پشت پیشخوان. خانم پشت پیشخوان نگاهی به ساعت کرد.-می‌خواسنم حساب باز کنم.-منزل کجاست؟-میدون انقلاب.-ما نمی‌تونیم باید برید دور میدون.-گفتم اینجا هم سر دکترغریبه، فاصله‌ای نداره.اخم‌هایش در هم رفت. گفت: نمی‌شه. چون قبلش باید توی سایت املاک و…

  • |

    حسرت

    اولین بار بود بعد از ورزش، با هم می‌رفتیم جکوزی. پرسید: خودت را بازنشست کرده‌ای؟ گفتم:آره، پسرم میگه اون موقع که من کوچک بودم ‌نیاز به مادر داشتم همه‌ش سر کار بودی، حالا چرا بازنشست کردی. ولی من میگم عمری به خودم و خانواده‌ام ستم کردم دیگه کافیه. هنوز می‌تونم یه چیزهایی رو جبران کنم.-دوست…

  • |

    داستانک

    اگر از خودتون می‌پرسید داستانک چیه؟ خیلی ساده می‌تونید فرقش رو با داستان کوتاه و یا داستان بلند تشخیص بدید. داستانک کمتر 1000کلمه ست. بعضی وقتها حتی تو ده کلمه هم میشه داستانک نوشت، به شرط این‌که یک قصه‌ای بگه. داستانک فقط یک موضوع رو می‌تونه پوشش بده. کوتاهه و هر مضمونی می‌تونه داشته باشه….

  • |

    روزی من نبود

    – مسیرتون بعد از میدان انقلاب؟ – می‌ریم خونه. با سر اشاره کرد که سوار شویم. وقتی گاز می‌داد صدا به صدا نمی‌رسید. شیشه جلوی ماشین شکسته بود و به زور می‌توانستی خیابان را ببینی. – قبل از شما چند نفر مسیرشان میدان انقلاب بود ولی سوارشان نکردم. روزی من نبود. چشمانش توی آینه نیمه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *