آشنایی زدایی در شعر و نثر
دهانت را میبویند
مبادا گفته باشی دوستت دارم.
احمد شاملو
در شعر بالا شاعر از عبارت «دهانت را میبویند» استفاده کردهاست. از آنجاییکه در این عبارت معمولا خواننده منتظر شنیدن بوییدن دهان نیست و یک کنش غیر معمول زبانی است میگوییم شاعر؛ از آشنازدایی استفاده کرده است. یکی از زیباییهای شعر استفاده از همین گونه آرایههای ادبی و ساخت تصویر و خیال است. البته باید اشاره کرد دکتر شفیعی کدکنی در کتاب صور خیال در شعر فارسی بیشتر به جای آنکه این خلاقیت شعری را در چارچوب آرایشهای کلاسیک و سنتی بررسی کند؛ آن را در چارچوب سازوکارهای آفرینش تصویر و خیال تحلیل میکند. ایشان و نیز دکتر محمود فتوحی از این نوع خلاقیت شعری با نامهای آشناییزدایی، هنجارگریزی، عدول از هنجار و جادوی مجاورت یاد میکنند.
در طبقهبندی ادبیات کلاسیک میتوان آن را در رده بدیع معنوی و در چارچوب تناسبگریزی جا داد که البته مورد اتفاق هم نیست. هرچند نمیتوان تناسب گریزی را فصلی مستقل مثل ایهام یا تلمیح و… به شمار آورد.
مثالهایی بیشتر:
دریا از پنجره بالا میرود.
یدالله رویایی
حتی اگر نباشی، میآفرینمت
چونانکه التهابِ بیابان، سراب را.
قیصر امینپور
آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
مولانا
هانیه آصفی✔️
۱۳تیر۱۴۰۵





