بوی جهان
آغوش
عليرضا را كه از پشت شیشه پروازهای ورودی دیدم، نیمه دیگر خودم بود انگار. چقدر دلم برای آن نیمهام تنگ شده بود. وقتی آمد توی آغوشم، یا نمیدانم شاید من رفتم توی آغوشش، بوی همه جهان را یکجا کشیدم توی وجودم. من تا همیشه مست بوی جهانمم.
انگار شب دیدار باران و بوسه نزدیک است
تو هی زلالتر از باران،
نازکتر از نسیم،
دل بیقرار من ریرا!
شعر ازسیدعلی صالحی
هانیه آصفی✔️
۲۲خرداد۱۴۰۵





